ضامن بن شدقم الحسيني المدني (مترجم: شانه چى)

45

وقعة الجمل (نبرد جمل) (فارسى)

امير المؤمنين عليه السّلام بسنده نكردند بلكه به عثمان بن حنيف نيز نيرنگ زدند در حالى كه به تازگى بر اساس شرايطى كه بر آن توافق كرده بودند ميان آنها و عثمان بر صلح توافق شده بود كه از جمله شرايط صلح اين بود كه جنگ را متوقف كنند و دار الاماره و مسجد و بيت المال در اختيار عثمان باشد . و طلحه و زبير و عايشه هر جاى بصره را كه بخواهند ، در اختيارشان باشد و اقدامى نكنند تا امير المؤمنين عليه السّلام به بصره بيايد آن گاه اگر دوست داشتند تحت فرمان او در آيند و گرنه بجنگند . « 1 » گفته شده آنها جنگ را متوقف كردند و مصالحه كردند بر اين كه فرستاده‌اى به مدينه نزد امير المؤمنين عليه السّلام روانه سازند تا او جوابى را بياورد كه ابن حنيف خواستار آن بود . از مهمترين بندهاى صلح نامه اين بود كه : آيا طلحه و زبير به بيعت با امام على عليه السّلام مجبور شدند ؟ و اگر جواب مثبت بود ابن حنيف از بصره خارج شود و شهر را براى آنان خالى كند و اگر جواب منفى بود طلحه و زبير از شهر بيرون روند . براى اين كار مهم كعب بن سور را روانه كردند و در همين فرصت كوتاه كوشش كردند تا با نامه نگارى با كسانى كه توانايى گسترش [ توسعه ] دامنه مخالفت با حكومت شرعى پسر عموى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلم را داشتند ، اوضاع را به نفع خود تغيير دهند . با اين حال با عثمان بن حنيف زياد صبر نكردند و صلحنامه را پاره كرده و در شبى تاريك و طوفانى نيرنگ خود را آشكار كردند . طلحه و زبير و اطرافيانشان به دار الاماره هجوم بردند كه عثمان بن حنيف غافل از آنها در آن جا بود . بر دروازه دار الاماره سبابجه از خزائن بيت المال محافظت مىكردند آنها گروهى از زطّها بودند كه مسلمان شده بودند و عثمان بن حنيف در نگهبانى از بيت المال و دار الاماره به آنها اعتماد كرده بود . مهاجمان بر آنها يورش برده و از چهار طرف دور آنها را گرفتند و دست به كشتار آنها زدند و چهل نفر را گردن زدند كه اين كار را زبير به تنهايى عهده‌دار شد سپس به عثمان هجوم آوردند و او را با طناب بستند و ريشهاى

--> ( 1 ) الامامة و السياسه ، 1 ، 68 و عقد الفريد ، 3 ، 313 و تاريخ خليفه بن خياط 183 و نهايه الارب 20 ، 37 .